یادداشت؛

زبان مادری سرمایه‌ای در معرض فراموشی

بسیاری از خانواده‌های ایرانی از ترس دوگانگی زبانی، انتقال زبان مادری به فرزندان خود را کنار گذاشته‌اند؛ روندی که به فرسایش گنجینه‌ای هزاران ساله انجامیده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای ابهر»؛ تنوع زبانی در ایران نه یک «چالش»، که کهن‌ترین سند همزیستی اقوام این سرزمین است. با این حال، در دهه‌های اخیر، بسیاری از خانواده‌ها از سر ناآگاهی یا ترس از افتادن فرزند در دوگانگی زبانی – انتقال زبان مادری به نسل بعد را کنار گذاشته‌اند.

نتیجه، فرسایش تدریجی گنجینه‌ای است که هزاران سال ادبیات شفاهی، دانش بومی و شیوه‌های زیستن را در خود حمل می‌کند.

زبان مادری فقط مجموع واژه‌ها نیست. قالبی است که احساس، طنز، اندوه، دعا و مقاومت یک قوم در آن ریخته می‌شود.

وقتی کودکی دیگر ضرب‌المثل‌های ترکی، لالایی‌های کردی، چیستان‌های گیلکی یا افسانه‌های بلوچی را نمی‌شنود، چیزی فراتر از یک لهجه از دست رفته است: یک جهان‌بینی نابود می‌شود. از دست رفتن هر زبان، به تعبیر یونسکو، «از دست رفتن یک اکوسیستم فکری» است.

برخی هنوز می‌پندارند که آموزش زبان محلی به کودک، او را در یادگیری فارسی دچار سردرگمی می‌کند.

اما پژوهش‌های معاصر عصب‌شناسی و روان‌شناسی زبان دقیقاً عکس این را نشان می‌دهد: کودک دو‌زبانه، نه‌تنها دچار اختلال نمی‌شود، بلکه در مهارت‌های اجرایی مغز مانند کنترل توجه، حل مسئله و انعطاف‌پذیری شناختی، برتری آشکاری نسبت به همسالان تک‌زبانه خود دارد.

مشکل زمانی رخ می‌دهد که کودک به هر دو زبان در سطحی ضعیف و ناقص آموزش ببیند نه زمانی که هر دو زبان را غنی و فعال یاد بگیرد.

تا زمانی‌که نظام آموزشی کشور برای زبان‌های محلی برنامه منسجمی ندارد، خانواده آخرین سنگر است.

پدر و مادر می‌توانند بدون شرم و با افتخار، در خانه شعر محلی بخوانند، قصه بگویند و به کودک بفهمانند که «زبان مادری» عیب نیست، بلکه بالی برای پرواز در آسمان فرهنگ ایرانی است.

نسلی که ریشه در زبان مادری خود داشته باشد، هرگز هویت ملی خود را تهدید نمی‌بیند؛ برعکس، با اعتماد بیش‌تری وارد گفتگو با دیگر فرهنگ‌ها می‌شود.

حفظ تنوع زبانی، تضعیف وحدت ملی نیست؛ غنی‌ترین شکل وحدت، همزیستی محترمانه تفاوت‌هاست.

نویسنده: صفی‌اله ملکی، دکتری جامعه‌شناسی