تابآوری کودکان با امید و هنر میروید
صفیاله ملکی در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «آوای ابهر»؛ گفت: بحرانهای عمیق اجتماعی و امنیتی، زخمهایی ناپیدا اما ماندگار بر روان و حتی جسم کودکان میگذارند.
وی افزود: ترس و ناامنی در سالهای حساس شکلگیری شخصیت، اگر بیپاسخ بماند، میتواند به اضطراب مزمن، بیقدرتی آموختهشده و حتی نشانههای جسمانی مانند سردرد، اختلال خواب، تپش قلب و ضعف سیستم ایمنی بینجامد. کودکی که بارها دیده است هیچ اقدامی از او یا اطرافیانش نمیتواند تهدید را دور کند، بهتدریج انفعال را جایگزین امید میکند.
دکتری جامعهشناسی با بیان اینکه با این حال، شگفتی آنجاست که برخی کودکان نهتنها فرو نمیریزند، بلکه از دل فشارهای روانی، سازگاری و حتی رشد را استخراج میکنند، تصریح کرد: مفهوم «تابآوری» دقیقاً به همین توانایی اشاره دارد؛ توان بازگشت به تعادل و ادامه مسیر رشد در شرایط دشوار. پژوهشها نشان دادهاند تابآوری یک ویژگی ذاتی یا فردی محض نیست، بلکه در بستر خانواده، جامعه و فرهنگ شکل میگیرد. وی یادآور شد: در کنار این بسترها، مجموعهای از راهکارهای ساده اما مؤثر میتواند نقش تعیینکنندهای در کاهش استرس و افزایش تابآوری کودکان داشته باشد.
وی به راهکارهای عملی برای کاهش اضطراب و تقویت تابآوری اشاره کرد و اظهار داشت: امید به خدا و شکرگزاری؛ باور به اینکه ترسها پایانی دارند و تمرین شکرگزاری روزانه، امید واقعگرایانه را در کودک زنده نگه میدارد.
ملکی با توضیح اینکه فعالیت بدنی منظم؛ ورزش با ترشح اندورفین، اضطراب را کاهش و اعتمادبهنفس را افزایش میدهد، متذکر شد: فعالیتهای هنری مانند نقاشی، سفالگری یا موسیقی؛ چه در قالب ساز زدن و چه گوش دادن به ملودیهای آرامبخش و خندیدن که یکی از مؤثرترین داروهای رایگان برای کاهش کورتیزول (هورمون استرس) است.
وی با اشاره به اینکه خواب کافی که بازسازی روانی و جسمانی کودک را ممکن میکند، عنوان کرد: صلهرحم و ارتباط با اقوام حس تعلق و امنیت را تقویت میکند و تقویت اعتمادبهنفس از طریق دادن مسئولیتهای کوچک و تحسین تلاشهای کودک میتواند موجب کاهش اضطراب و تقویت تابآوری شود.
دکتری جامعهشناسی خاطرنشان کرد: در جامعه ایران، «فرهنگ مقاومت» بهمثابه نظامی از ارزشها بر پایه ایستادگی، امید و معنابخشی به رنج، ظرفیتی تعیینکننده برای تقویت تابآوری کودکان است.
وی با تأکید بر اینکه این فرهنگ از دو مسیر اصلی اثر میگذارد، افزود: نخست، معنابخشی به رنج که کودک را از احساس پوچی و بیهدف بودن درد نجات میدهد. دوم، تولید امید واقعگرایانه که نه بر انکار واقعیت، بلکه بر امکان تغییر استوار است. ترکیب این ظرفیت فرهنگی با راهکارهای عملی روزمره، به کودک کمک میکند ترس را مدیریت کرده و احساس کنترل بر زندگی خود را حفظ کند.
ملکی با بیان اینکه آینده جامعه در گرو کودکی است که در بحران نهتنها میماند، بلکه میروید، تصریح کرد: این رشد، با امید به خدا، لبخند، موسیقی، هنر و آغوش گرم خانواده شدنی است.
























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0