جابجایی مرجعیت تربیتی زنگ خطر جدی
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «آوای ابهر»؛ عصر سلطه الگوریتمها و شبکههای اجتماعی، میدان نبرد از جغرافیای فیزیکی به حریم ذهن و روان نسل جوان منتقل شده است. امروزه دانشآموزان و نوجوانان ایرانی در محاصره بمباران اطلاعاتی رسانههای معاند قرار دارند که بهصورت هدفمند، تصویری تاریک و بنبستگونه از آینده ترسیم میکنند.
از سویی، کارشناسان از «جابجایی مرجعیت تربیتی» هشدار میدهند؛ پدیدهای که در آن نقش هدایتگر خانواده، مدرسه و مسجد به اینفلوئنسرهای بیهویت و شبکههای مجازی واگذار شده است. در چنین فضای غبارآلودی، نوجوان برای یافتن مسیر درست، تشنه یک لنگرگاه مطمئن است؛ لنگرگاهی که جز با بازسازی مرجعیتهای اصیل و تمسک به آموزههای حیاتبخش قرآن میسر نمیشود.

فضای مجازی عرصهای فتنهگونه و غبارآلود است
سعید مرادپور، امام جمعه شهر ابهر در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «آوای ابهر»؛ با گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان رجایی و باهنر و با اشاره به فواید تکنولوژیهای نوین و فضای مجازی برای افراد، گفت: هر چند این فضا میتواند فرصتهای ارزشمندی برای یادگیری و ارتباطات ایجاد کند، اما به دلیل ویژگیهای خاص خود، فضایی فتنهگونه و غبارآلود است که تشخیص حق و باطل را برای نوجوانان و جوانانی که هنوز به علم و آگاهی کامل دست نیافتهاند، بسیار سخت و پیچیده میکند.
وی با اشاره به تأثیرپذیری نسل جدید از محتوای نامناسب در این فضا، خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی که هجمههای فرهنگی و اعتقادی از سوی شبکههای معاند و بیگانه شدت یافته است، نوجوان و جوان ما برای یافتن مسیر درست، نیازمند یک لنگرگاه مطمئن و راهنمایی امین است.
امام جمعه ابهر، راهکار اساسی برای نجات از اثرات مخرب این فضای فتنهگونه را پناه بردن به قرآن کریم دانست و تأکید کرد: راه حل ما در این فضای غبارآلود و پرتلاطم، پناه به قرآن کریم است و پناه به قرآن تنها به معنای تلاوت صرف نیست، بلکه مقصود، عمل به آیات و آموزههای حیاتبخش این کتاب آسمانی در عرصههای مختلف زندگی فردی و اجتماعی است.
وی به ریشهیابی پدیده «نسل z» و ویژگیهای آن پرداخت و تصریح کرد: علت اساسی شکلگیری نسل جدید با این مختصات و آسیبپذیریهایش، پناه نداشتن در خانواده و مدرسه و عدم اعمال نقش مؤثر پدر و مادر در تربیت فرزندان است. وقتی کانون خانواده به عنوان اولین و مهمترین نهاد تربیتی، کارکرد اصلی خود را از دست بدهد و نتواند برای فرزندانش تکیهگاه امنی باشد، طبیعی است که آنان برای یافتن هویت و الگوی خود به فضاهای دیگر از جمله فضای مجازی پناه میبرند.
مرادپور با تأکید بر نقش بیبدیل معلمان در تربیت دانشآموزان به عنوان آیندهسازان ایران اسلامی، ابراز داشت: معلمان عزیز باید بدانند که اگر با رویکرد قرآنی، با روش صحیح و مبتنی بر محبت با دانشآموزان تعامل کنند، میتوانند نقش مؤثری در تربیت آنان ایفا نمایند.
وی خاطرنشان کرد: ترکیب علم، اخلاق و محبت در رفتار معلمان، میتواند کلاس درس را به محیطی امن و جذاب برای یادگیری و تربیت تبدیل کند که در آن دانشآموز ضمن کسب معرفت، مهارتهای زندگی و مقاومت در برابر آسیبهای اجتماعی را نیز فرا میگیرد.

تربیت رسانهای یکی از مهمترین مأموریتهای مربیان تربیتی است.
سید داود ابراهیمی مدیر آموزش و پرورش شهرستان ابهر در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «آوای ابهر»؛ با هشدار نسبت به پدیده «جابجایی مرجعیت تربیتی» در عصر رسانه، گفت: انتقال نقش هدایتگری از خانواده، مدرسه و مسجد به شبکههای اجتماعی و اینفلوئنسرها، زنگ خطری جدی برای نظام تعلیم و تربیت است.
وی با بیان اینکه در سالهای اخیر بخشی از کارکردهای تربیتی به بسترهایی نظیر اینستاگرام و سایر شبکههای مجازی منتقل شده است، اظهار داشت: هنگامی که منبع شکلدهنده به فکر، سبک زندگی و ارزشهای نسل نوجوان تغییر میکند، در واقع با تغییر مرجع اثرگذار بر هویت مواجه هستیم؛ تغییری که پیامدهای عمیق فرهنگی و اجتماعی به دنبال دارد.
مدیر آموزش و پرورش شهرستان ابهر در تشریح آثار این جابجایی افزود: نخستین پیامد، تضعیف مرجعیتهای اصیل تربیتی همچون خانواده، مدرسه و مسجد است. در ادامه، «محبوبیت» جای «فضیلت» را میگیرد و معیار اثرگذاری به تعداد دنبالکننده و بازدید تقلیل مییابد. همچنین تربیت هیجانی و لحظهای جای تربیت عقلانی و عمیق را میگیرد، ارزشها نسبی میشوند و نوعی تربیت مصرفگرا و نمایشی در میان نوجوانان رواج پیدا میکند که نتیجه آن نارضایتی پنهان و همیشگی از زندگی واقعی خواهد بود.
وی راهکار برونرفت از این وضعیت را «بازسازی مرجعیتهای اصیل» و «تولید مرجعیتهای نوین سالم» عنوان کرد و یادآور شد: احیای مرجعیت عاطفی خانواده یک ضرورت فوری است. نوجوان باید در خانه شنیده شود، فهمیده شود و مورد احترام قرار گیرد؛ در غیر این صورت، مرجع عاطفی خود را در فضای بیرون جستوجو خواهد کرد.
وی با اشاره به نقش مدرسه تصریح کرد: مدرسه اگر صرفاً محل انتقال محفوظات باشد، در رقابت با فضای مجازی شکست میخورد؛ چرا که اینترنت سریعتر و جذابتر اطلاعات را منتقل میکند. آنچه مدرسه را متمایز میسازد، «معلم الهامبخش» است؛ معلمی که شخصیت میسازد، امید میآفریند، فرصت گفتوگو فراهم میکند و رویکردی مسئلهمحور دارد.
ابراهیمی بر ضرورت احیای کارکردهای اجتماعی و تربیتی مسجد تأکید کرد و افزود: مسجد اگر صرفاً به محل برگزاری مراسم محدود شود، نسل جدید آن را بخشی از زندگی خود نخواهد دانست. مسجد زنده باید پایگاه رفاقت سالم، بستر گفتوگوی نسلی، محل مهارتآموزی و فعالیتهای جذاب و نیز کانون حل مسائل واقعی محله باشد.
وی «تربیت رسانهای» را یکی از مهمترین مأموریتهای معاونان و مربیان تربیتی دانست و توضیح داد: نمیتوان نوجوان را از فضای مجازی جدا کرد؛ بلکه باید او را در این فضا مسلح و توانمند ساخت. دانشآموز باید بداند اینفلوئنسر چگونه ساخته میشود، الگوریتمها چگونه سلیقهها را شکل میدهند، هر محتوا با چه هدف و منفعتی تولید شده و چگونه میتوان میان واقعیت و نمایش تمایز قائل شد.
مدیر آموزش و پرورش شهرستان ابهر خاطرنشان کرد: هدف ما محرومسازی نسل نوجوان از فضای مجازی نیست؛ بلکه باید به سمت تربیت «تولیدکننده مسئول»، «مصرفکننده آگاه» و «انتخابگر هوشمند» حرکت کنیم؛ نسلی که به جای انفعال در برابر موج رسانه، قدرت تحلیل، انتخاب و اثرگذاری داشته باشد.

جوان ایرانی در تیررس رسانههای معاند
محمدرضا نجفلی کارشناس و تحلیلگر سواد رسانه، در گفتگو با گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «آوای ابهر»؛ به تحلیل یکی از مهمترین چالشهای شناختی جامعه ایران پرداخت و از شکاف عمیق میان واقعیتهای عینی جامعه و فضای القایی حاکم بر رسانههای مجازی خبر داد.
وی با اشاره به بمباران اطلاعاتی مخاطبان در شبکههای اجتماعی اظهار داشت: امروزه دانشآموز ایرانی در مواجهه با حجم انبوهی از محتوا در فضای مجازی، با روایتهایی روبهروست که بهصورت نظاممند، تصویری تاریک، بنبستگونه و ناامیدکننده از آینده کشور ترسیم میکنند. این در حالی است که پویایی و حیات اجتماعی در عرصههایی چون صنعت، تولید، علم و پژوهش همچنان جاری است و بسیاری از پیشرفتها و ظرفیتهای درخشان کشور، به دلایل مختلف ازجمله ضعف در انعکاس رسانهای، در سکات خبری باقی میمانند.
کارشناس و تحلیلگر سواد رسانه با تأکید بر اینکه این دوگانگی روایتی، یکی از اساسیترین آسیبهای شناخت اجتماعی در ایران امروز است، تصریح کرد: تداوم این وضعیت، بهتدریج به شکلگیری یک ادراک عمومی مخدوش و وارونه از واقعیتهای کشور منجر میشود و بستر را برای پذیرش آسانتر روایتهای بدیل و منفی مهیا میکند.
وی با بیان هشدارآمیز خود، ناامیدی را نه یک رخداد خودجوش اجتماعی، بلکه پروژهای راهبردی و هدفمند توصیف کرد و افزود: آنچه امروز علیه ملت ایران به کار گرفته شده، چیزی جز تبدیل ناامیدی به یک ابزار جنگی نوین نیست. دشمنان ایران اسلامی به این جمعبندی راهبردی رسیدهاند که اگر بتوانند امید را بهعنوان یک سرمایه اجتماعی ملی هدف قرار داده و آن را از بین ببرند، بدون نیاز به هرگونه درگیری نظامی و با کمترین هزینه، میتوانند ملت را از درون دچار فرسایش، انفعال و فروپاشی تدریجی کنند.
نجفلی ادامه داد: بر همین اساس، پمپاژ هدفمند یأس، تحقیر مداوم توانمندیها و ظرفیتهای داخلی، برجستهسازی ناتوانیها و سیاهنمایی مطلق از شرایط، به شکلی سازمانیافته و حرفهای در دستور کار شبکههای معاند و جریانهای رسانهای متخاصم قرار گرفته است.
وی به واکاوی علت اقبال برخی کاربران و اقشار جامعه به این روایتهای یأسآلود پرداخت و خاطرنشان کرد: یکی از مهمترین دلایل این گرایش، خلأ عمیق روایتهای امیدبخش، ملموس و باورپذیر از سوی جریانهای داخلی است. اگر نهادهای فرهنگی و رسانهای کشور نتوانند دستاوردها و پیشرفتها را به زبان هنر، با زبان روز و در قالبی جذاب و باورپذیر برای مخاطب روایت کنند، طبیعی است که روایتهای یأسآلود و منفی، این خلأ ذهنی مخاطب را پر خواهند کرد.
کارشناس و تحلیلگر سواد رسانه بر اهمیت حیاتی تقویت سواد رسانهای در جامعه تأکید کرد و یادآور شد: ارتقاء سطح سواد رسانهای، قدرت تشخیص و تحلیل مخاطب را افزایش میدهد و او را در برابر جریانسازیهای منفی و اخبار و اطلاعات جهتدار، واکسینه کرده و به مخاطبی فعال و نه منفعل تبدیل میکند.
وی نقش نخبگان، تأثیرگذاران اجتماعی و کنشگران فضای مجازی را در بازتعریف فضای امید در جامعه، حیاتی و تعیینکننده ارزیابی کرد و توضیح داد: انتظار میرود افرادی که در فضای مجازی از مخاطب قابل توجهی برخوردار هستند، با نگاهی مسئولانه و دغدغهمندی نسبت به آینده کشور، به بازتاب واقعیتهای مثبت جامعه بپردازند و اجازه ندهند تصویری مخدوش، وارونه و ناامیدکننده از ایران اسلامی در افکار عمومی داخلی و بینالمللی شکل بگیرد.
نجفلی اظهار امیدواری کرد: اگر هر کنشگر فرهنگی، روزنامهنگار و تأثیرگذار اجتماعی، بازتاب بخشی از پیشرفتها، ظرفیتهای بومی و روایتهای الهامبخش از تلاش و موفقیت ایرانی را وظیفه حرفهای و ملی خود بداند، بیتردید تأثیر شبکههای معاند و جریانهای رسانهای بیگانه در القای ناامیدی و یأس در جامعه بهطور چشمگیری کاهش یافته و فضای مجازی به محملی برای امیدآفرینی و انسجام ملی تبدیل خواهد شد.
خروج از بحران نیازمند تحول در سه ضلع خانواده، مدرسه و مسجد است. احیای مرجعیت عاطفی خانواده، معلمان الهامبخش و مساجد پویا، لنگرگاه امن نسل سرگردان خواهد بود. تربیت رسانهای نیز باید دانشآموز را از مصرفکننده منفعل به تولیدکننده مسئول تبدیل کند
























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0