یادداشت؛

دروغ‌گویی به مثابه ابزار راهبردی ترامپ

عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور زنجان دروغ را نه یک ویژگی شخصیتی، بلکه ابزاری هوشمندانه در هندسه سیاست مدرن و تاکتیک همیشگی رئیس‌جمهور آمریکا توصیف کرد و گفت: ترامپ از این ابزار برای غافلگیری، فریب افکار عمومی و دستاوردسازی رسانه‌ای به کار گرفته است‌.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای ابهر»؛ دروغ ویژگی برجسته و بارز اظهارات رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکاست. طبق بررسی‌های واشنگتن‌پست، این شخص در دوره اول ریاست جمهوری خود به‌طور میانگین روزانه حداقل ۲۰ دروغ گفته است.

در اظهارات ترامپ تعداد سخنان مضحک کم‌تر از دروغ‌ نیست. نکته اینکه سخنان مضحک وی امری خارج از اراده است و ریشه در رعونت و بلاهت‌ وجودی و شخصیتی او دارد. اما دروغ در ساحت سیاست‌ورزی وی اصولا جایگاه کارکردی دارد.

اشاره به تعدادی از دروغ‌های ترامپ وجه کارکردی چنین رفتاری را آشکار می‌سازد ضمن اینکه می‌تواند به مواجهه‌ درستی نسبت به اظهارات او منجر شود که از دوم فروردین به بعد شکل متفاوتی به خود گرفته است.

پس از اصابت موشک‌های ایران به پایگاه عین‌الاسد در سال ۹۸ ترامپ اظهار داشت که عملیات ایران با هماهنگی ما اتفاق افتاده و اقدامی نمایشی بوده و خسارت قابل توجهی به این پایگاه وارد نشده است. (تلاش برای ایجاد فضایی رسانه‌ای به منظور دستاوردسازی).

چندسال بعد در مناظرات ریاست جمهوری آمریکا جو بایدن به تلفات جانی در عین‌الاسد اعتراف کرد و ترامپ را مورد مذمت قرار داد. با این اظهارات روشن شد آمریکا در آن حمله، تلفات جانی داشته و ترامپ دروغ گفته بود.

یک شب قبل از شروع جنگ ۱۲ روزه یعنی پنج‌شنبه ۲۲ خرداد اظهار داشت که دور بعدی مذاکرات برای روز یکشنبه ۲۵ خرداد تعیین شده و مذاکرات با ایران ادامه می‌یابد.

اما شب بعد با هماهنگی وی که مدت‌ها قبل اتفاق افتاده بود شاهد حمله رژیم صهیونیستی به ایران بودیم و مشخص شد که او درباره مذاکرات و توافق دیپلماتیک دروغ گفته است. (فریب و غافلگیری نیروهای مسلح و حکومت ایران به منظور عملیاتی مؤثرتر)

پس از عملیات بشارت فتح علیه پایگاه آمریکایی العدید که در پی بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران توسط آمریکا اتفاق افتاد ترامپ بلافاصله پایان جنگ ۱۲ روزه را اعلام کرد ضمن اینکه گفت همه موشک‌های ایران رهگیری شده به استثنای یک مورد که به بیابان‌های قطر اصابت کرده و ارزش رهگیری نداشته است (تلاش برای ایجاد فضایی رسانه‌ای به منظور دستاوردسازی). مدت زیادی نگذشت که مشخص شد از تعداد ۱۴ شلیکی که ایران به پایگاه العدید داشته تعدادی به اهداف ارزشمندی اصابت کرده است. سامانه‌ راداری چند ۱۰ میلیون دلاری آمریکا که بخش عمده‌ای از هماهنگی عملیاتی در منطقه با آن انجام می‌شد در همین موشکباران از بین رفت.

ترامپ همچنین درباره عملیات نظامی آمریکا و بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران اظهار کرد که تأسيسات هسته‌ای ایران نابود شده و چیزی از برنامه‌ هسته‌ای ایران باقی نمانده (تلاش برای ایجاد فضایی رسانه‌ای به منظور دستاوردسازی) اما طولی نکشید که وزارت جنگ آمریکا طی گزارشی اعلام کرد تأسيسات هسته‌ای ایران از بین نرفته و صرفاً آسیب محدودی دیده است.

پس از گزارش وزارت جنگ آمریکا ترامپ باز هم و چندین باره این ادعا را مطرح کرد اما شگفت اینکه اینبار خودش به دروغ خود اذعان کرد. چراکه برای برنامه هسته‌ای از بین رفته (به ادعای خودش) وارد مذاکره با ایران شد و سرآخر برای از بین بردن همین پروژه‌ منهدم شده (به ادعای خودش) جنگ رمضان را به راه انداخت. اگرچه شروع جنگ رمضان با دستاویز نابودی برنامه‌ هسته‌ای ایران نیز دروغی دیگر از دروغ‌های این مرد بیمار است.

در شب فتنه‌ ۱۸ دی، سقوط مشهد را اعلام کرد (تلاش برای تشدید آشوب و اعلام آغاز اقدامات ضدمدنی به عنوان مرحله‌ای دیگر از آشوب). کسانی‌که همان زمان در مشهد بودند دروغ بودن این سخن برایشان آشکار بود اما چند ساعت بعد و در پی فروکش کردن فتنه، این دروغ برای همه‌ی عالم آشکار شد.

با شروع جنگ رمضان ادعاهای کذب و دروغ‌ِ ترامپ شدت گرفت. در خصوص بمباران مدرسه شجره طیبه میناب به سادگی انکار پیشه کرد و حتی آن را به ایران نسبت داد (تلاش برای تقلیل تاب‌آوری بخشی از نیروهای مسلح و مردم و تخریب وجه‌ مقاومت). اما با بررسی‌های انجام شده توسط برخی نهادهای آمریکایی ثابت شد که این اقدام شنیع، توسط ارتش آمریکا اتفاق افتاده است.

او در ادامه دروغ‌های خود طی جنگ رمضان چندین بار اعلام پیروزی کرده اما هربار که اعلام پیروزی می‌کند بلافاصله عملیاتی علیه ایران آغاز می‌شود و با همین اقدام به نحوی اعلام پیروزی خود را نقض می‌کند. چراکه اگر کشوری در جنگی پیروز شده باشد آن هم‌ با شیوه قاطعیتی که این مرد مذبذب ابراز می‌کند نیازی به انجام عملیات جدید با آن گستردگی نیست.

این‌ها همه دروغ‌های شخص اول کشوری به نام آمریکاست که بسیاری آن را ویترین تمدن مدرن می‌دانند. نکته قابل تامل اینکه امروز ارتش آمریکا، بخش قابل توجهی از سیاستمداران و بخشی از مردم عادیِ آمریکا با پیروی از همین شخص، جنگ او علیه ایران را همراهی می‌کنند.

ممکن است این سوال مطرح شود که با وجود این همه دروغ و ادعای کذب چرا جامعه آمریکا او را همراهی می‌کند؟ اگرچه در وجه ایجابی برای این همراهی دلایل متعددی وجود دارد اما توضیح این همراهی با وجود آن همه دروغ و کذب در آموزه‌های بنیادین سیاست مدرن نهفته است.

به عبارتی دروغ گفتن در عرصه سیاست مدرن الزاماً امر قبیحی نیست بلکه دروغ، وسیله‌ای است همچون سایر ابزاری که یک سیاستمدار در عرصه‌ سیاست‌ورزی برای تأمین منافع کشور و جامعه‌ متبوع خود در اختیار دارد و باید به نحوی هوشمندانه در راستای تامین منافع جامعه و کشور خویش از آن استفاده کند. آنچه در ارزیابی استفاده از دروغ مدنظر قرار می‌گیرد، نتیجه و غایت آن است. به نحوی که منجر به تحققِ هدف شده و تصویری از عدم تعادل و ناهماهنگی در عملکرد سیاستمدار ارائه نکند.

با چنین تصویری از دروغ‌پردازی‌های ترامپ پرواضح است که وقتی او سخن می‌گوید آنچه اهمیت دارد صدق و کذب آن نیست بلکه نتیجه‌ آن سخن است و اینکه معطوف به چه هدفی گفته شده است.

از این‌رو یک ایرانی گمراه باید بداند وقتی ترامپ خطاب به او می‌گوید؛ علیه نظام سیاسی به خیابان‌ بیا، کمک من در راه است، الزاماً کمکی در میان نیست. یا زمانی‌که خطاب به شهروند ایرانی می‌گوید زیر سقف خانه‌‌ات در امانی چه که بمباران ما معطوف به اماکن نظامی و امنیتی نظام سیاسی ایران است و به خانه‌ تو و تأسیسات اقتصادی و معیشتی مردم ارتباطی ندارد قطعاً راست نمی‌گوید. یا وقتی می‌گوید نیروی دریایی ایران نابود شده و چیزی از آن باقی نمانده الزاما این سخن صحت ندارد. نتیجه اینکه در این شرایط ویژه، هیچ سخنی از ترامپ اعم از تهدید یا وعده قابل قبول نیست.

هر یک از دروغ‌هایی که به آن اشاره شد در نظام فکری ترامپ به منظور ایجاد وضعیتی یا به قصد تحقق هدفی گفته شده است. بر این اساس اظهارات او اغلب مواقع برای ارائه خبر، اطلاعات یا واقعیتی مشخص بیان نمی‌شود. مخاطب هوشمند، هنگام شنیدن سخنان او هرگز از کشف معنا غافل نشده و اظهارات او را در لایه بیرونی و وجه سطحی رها نمی‌کند.‌ در شرایط جنگی حاضر کاملا منطقی است که مردم ایران در مواجهه با اظهارات چنین شخصی جانب احتیاط را داشته باشند و سخنان او را خبر یا اطلاعات تلقی نکنند. به عنوان مثال اگر اظهارات او مبنی بر سقوط مشهد در فتنه ۱۸ دی به عنوان یک خبر توسط انبوهی از ایرانیان و حتی ساکنین مشهد پذیرفته می‌شد چه اتفاقی می‌افتاد.‌

نتیجه‌ خبر تلقی کردن این دروغ و پذیرفتن آن کاملاً مشخص است و هر ذهن ضعیفی می‌تواند آثار آن را درک کند و نیازی به توضیح آن نیست.

اما در پایان و به عنوان نتیجه‌ متن اینکه او در یکی‌ از اظهارات اخیر خود ادعا کرده در راستای دست‌یابی به توافق، مذاکراتی میان آمریکا با ایران آغاز شده است. در فضای همین بنای کاذب از فرصت پنج روزه به ایران سخن گفته‌ است. صحبت از دادنِ فرصت به طرفی که آغازگر جنگ نبوده و همین حالا تحت حملات سنگین دشمن خویش است حقیقتا مصداق دیگری از بلاهت و حماقت این شخص و نشانه عدم حضور حتی یک نفر مشاور عاقل در کنار اوست.

اما با توجه به کارکرد اظهارات کذب در نظام رفتاری وی به سیاقی که بیان شد و اظهارات جسته و گریخته‌ای که اوایل جنگ درباره تغییر شرایط برای هفته چهارم داشته به نظر می‌رسد نیروهای مسلح و مسئولان کشور باید با یک آمادگی همه جانبه و در یک احتیاط عمیق، از اقدامی غیرمتعارف و رذیلانه‌ توسط او غافل نشوند.

درباره جنگ ۱۲ روزه اغلب کارشناسان نظامی و مسئولان بیان داشتند که شاید اصل حمله‌ رژیم صهیونیستی غافلگیرانه نبود اما شیوه آن که دانشمندان و شخصیت‌های نظامی و کشوری در منازل شخصی خود ترور شوند، غافلگیرانه بود.

بنابراین در شرایط کنونی که طرف مقابل به شدت زخمی شده، کنترل رفتار خود را از دست داده، در خلاصی از این وضع، مستاصل و درمانده است و لحظه به لحظه کنترل افکار عمومی را از دست می‌دهد رعایت جانب احتیاط بسیار ضروری است. اگرچه آمریکا بی‌اغراق در تمامی پروژه‌ها و اقدامات خود علیه ایران به لطف الهی شکست خورده اما به هر روی با تسلط قواعد و اصول قمار و قماربازی بر اعضای دولت و عرصه تصمیم‌گیری این کشور خساراتی به ایران و مردم آن وارد شده است.

از این رو برای حفظ دستاوردهای ارزشمند نبرد رمضان، سیاسیون و مسئولانی که مخاطب ترامپ و آمریکا هستند باید مراقب هر گونه دسیسه و خوش‌رقصی‌ این جماعت باشند. خصوصا در این فقره‌ی اخیر.

نویسنده: تورج رحمانی (عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه پیام نور استان زنجان)